![]() |
||||||
|
||||||
| ||||||
|
ارسال برای دوستان | ||||||
|
اگر خودت نميگفتي... خودت براي بندههايت دري به بخششت باز کردهاي و اسمش را گذاشتهاي توبه. تازه براي اين که بندههايت در را گم نکنند، کلمات راهنما هم گذاشتهاي؛ کلمههايي که ميگويند: به طرف خدا برگرديد! قشنگ و پاک برگرديد! اميدوار باشيد خدا سياهيهايتان را بپوشاند. اميدوار باشيد ببردتان بهشت. بهشتهايي که زير درختانش جوي دارد. چه بهانهاي براي آدم فراموشکار مانده؟ چه بهانهاي دارد که به اين خانه نرسد؟ هم تابلو گذاشتهاي در را پيدا کند، هم در را باز گذاشتهاي. خودت قيمت خريد بندههايت را زيادي بردهاي بالا. ميخواستي با تو که معامله ميکنند، خيلي سود کنند. ميخواستي وقتي ميآيند طرف تو، برنده باشند و زياد گيرشان بيايد. اعلام کردي: هرکي کارش خوب باشد، ده برابر بهاش ميدهم؛ ولي اگر بد باشد، فقط همان قدر بدي ميگيرد. اعلام کردي: هر کي براي خدا ببخشد، مثل اين ميماند که يک دانه کاشته، هفت تا خوشه از آن دانه درآمده که تازه هر خوشه هم صد تا دانه ديگر دارد؛ خدا زيادش ميکند. خودت با اين رازهايي که آشکار کردي و با اين تشويقهايي که براي سود خودشان بود، به آدمها نشان دادي (اگر خوب باشند) چه خبرهاست که اگر خودت نميگفتي، اين جور پاداشها را نه ديده بودند و نه به گوششان رسيده بود. صحيفه سجاديه، دعاي چهل وپنجم، ترجمه فاطمه شهيدي. تعداد مراجعه 333 بار |
||||||
| مطلب فوق را چگونه ارزیابی می کنید؟ عالی خوب متوسط | ||||||