ظهر عطش  

شماره 76 - ارديبهشت 1388

موضوع :كوچه

 

ارسال برای دوستان

   

به كوشش:
ميلاد عرفان‌پور

ظهر عطش
محمد حسين انصاري نژاد
تجلي کرد دستي، پرده بالا رفت آدم را
در آن تاريک روشن‏ها، تبسم کرد عالم را
هوس باريد... شيطان پشت گندم‌زار مي‏خنديد
هبوط ناگهان، در ناکجا افکند آدم را
نگاهي کرد آدم خيره بر بام بلند عرش
در آن جا ديد چرخاچرخ ارواح مکرم را
خدايا توبه‌ام آيا قبول افتاد؟ آدم گفت
بگيرم دامن سبز کدامين اسم اعظم را؟
خطاب آسمان: آدم! تماشا کن، کشيد آن گاه
سرانگشت خدا تصويري از ظهر محرم را
ازل بود و مسيح از اضطرابي سرخ مي‏لرزيد
ورق مي‏زد نفس‏هاي شهيد باغ مريم را
سپس باران گرفت و توبه آدم قبول افتاد
شکوه گريه‌اش آن جا پديد آورد شبنم را
تمام کشتي پيغمبران ساحل‌نشين او
به زير بادبانش برمي‏افرازند پرچم را
به بام منبري از ني نزول سوره کهف است
و رستاخيزي از اعجاز، قرآن مجسم را
قلم اين جا رسيد و خون به بيت آخرم افتاد
در اين ظهر عطش، آتش به موج دفترم افتاد

عشق تو
غلامرضا طريقي
اين مهم نيست که دل تازه مسلمان شده است
که به عشق تو قمر، قاري قرآن شده است
مثل من باغچه خانه هم از دوري تو
بس که غم خورده و لاغر شده، گلدان شده است
بس که هر تکه آن با هوسي رفت دلم
نسخه ديگري از نقشه ايران شده است
بي شک آن شيخ که از چشم تو منعم مي‏کرد
خبر از آمدنت داشت که پنهان شده است
عشق، مهمان عزيزي است که با رفتن او
نرده پنجره‏ها ميله زندان شده است
عشق، زاييده بلخ است و مقيم شيراز
چون نشد کارگر، آواره تهران شده است
عشق، دانشکده تجربه انسان‏هاست
گرچه چندي است پر از طفل دبستان شده است
هر نوآموخته در عالم خود مجنون است
روزگاري است که ديوانه فراوان شده است
اي که از کوچه معشوقه ما مي‏گذري
برحذر باش که اين کوچه، خيابان شده است!

معرفي شاعر
اين شماره: محمد مهدي سيار
محمد مهدي سيار، شاعر جواني است که اين روزها سروده‏هاي شورانگيزش، افق‏هاي روشني به شعر اصيل پارسي گشوده است. سيار که متولد زاهدشهر فارس است و اکنون 26سالگي خود را سپري مي‏کند، سرودن را از دوران دانش‌آموزي آغاز کرده، برگزيده بسياري از جشنواره‏هاي شعر کشور است.
محمد مهدي سيار، بيشتر با شعرهاي کلاسيک و به ويژه غزل‏هاي تأمل برانگيزش، شناخته شده است. او زبان شعر را به خوبي مي‏شناسد و مي‏کوشد تا واژه واژه شعر را با زيبايي‏هاي لفظي و معنوي بيارايد. سيار، دانشجوي دکتراي فلسفه دانشگاه امام صادق است. کتاب «بي‌خوابي عميق» اين شاعر جوان را به زودي نشر سوره مهر به دست علاقه‌مندان خواهد رساند. گزيده اي از شعرهاي او را از نظر مي‏گذرانيم:

موج در موج التهاب
پس در آغاز - روز خلقتمان- اهل دريا شديم، آب شديم
دل سپرده به رقص ماهي‏ها، غرق بازي و پيچ و تاب شديم
موج‏هايي حقير و سرگردان، ساده و سر به زير و بي طوفان
گاه آسوده گرم خوابي خوش، گاه بيهوده در شتاب شديم
كم كمك چشم و گوشمان وا شد، از زمين رو به آسمان كرديم
چشممان تا به آفتاب افتاد، موج در موج التهاب شديم
بر و رويش قشنگ بود، قشنگ، زلف آشفته‌اش طلايي رنگ
ديدنش مست مستمان مي‏كرد، آب بوديم... پس شراب شديم
جوششي در ميانمان افتاد، هيجاني به جانمان افتاد
سرمان از هواي او پر شد، بر سر موج‏ها حباب شديم
موج‏ها! ماهيان! خداحافظ، آبي بي‌كران خداحافظ
دل به دريا زديم و رقص‌كنان، راهي شهر آفتاب شديم
راهمان سخت شد ولي ناگاه، پايمان سست شد ميانه راه
آسمان سرد بود لرزيديم، گرم ترديد و اضطراب شديم
سرد شد، يخ زديم... ابر شديم، تيره و ساكن و ستبر شديم
پي خورشيد آمديم اما، روي خورشيد را حجاب شديم
ابرها ابر نيستند فقط، صد هزار آرزوي يخ زده‌اند
اين كه باريده نيز باران نيست، عاقبت، از خجالت آب شديم!

ماجراي بيابان
اي کاش ماجراي بيابان دروغ بود
اين حرف‏هاي مرثيه‌خوانان دروغ بود!
اي کاش اين روايت پرغم، سند نداشت
بر نيزه‏ها نشاندن قرآن دروغ بود
يا گرگ‏هاي تاخته بر يوسف حجاز
چون گرگ‏هاي قصه کنعان دروغ بود!
حيف از شکوفه‏ها و دريغ از بهار... کاش
بر جان باغ، داغ زمستان دروغ بود

بلاي همه گير
خبر رسيد که پاييز رو به پايان است
چه دلخوشيد؟ که اين اول زمستان است!
تو اي خزان زده جنگل! مخوان سرود سرور
صبور باش که فصل درخت‌سوزان است
نبود و نيست مرا همدمي که اين جنگل
نه جنگل است، که انبوه تک درختان است
چه گريه‌ها که نکردند ابرها تا صبح
به پشت‌گرمي اين غم که ماه پنهان است!
هواي هيچ دلي پرس و جوي دريا نيست
مدار پرسه اين جوي‌ها خيابان است
بايد منِ بي‌حوصله را هم بپذيري
اي عشق‌‌، نگو «نه»... تو «بلا»ي همه گيري
پيچيده در اندامم، سلول به سلول
فرياد پشيماني زنداني پيري
آن لرزش يکريز در آن گوشه دريا
دستان غريقي است، نه امواج حقيري
خونريزي روحم نفسي بند نيامد
اي مرهم دل‌بند! تو از تيره تيري
بيرون زدم و گشتم و پرسيدم و گفتند:
رازي است که بهتر که نداني و بميري...
پنهان مکن اي رودِ رواني، جرَيان چيست؟
با يادِ که آواره هر کوره کويري؟

تعداد مراجعه   256   بار
   
مطلب فوق را چگونه ارزیابی می کنید؟    عالی خوب   متوسط