![]() |
||||||
|
||||||
| ||||||
|
ارسال برای دوستان | ||||||
|
ميخواهم امروزي باشم! من به عنوان يك جوان دلم ميخواهد هم از مظاهر مد پيروي كنم و در واقع، يك جوان امروزي باشم و هم از سوي ديگر به ارزشهاي خودم پايبند بمانم و جواني باشم كه هم با جامعه پيش ميرود و هم به مباني ارزشي پايبند است؛ چطور ميتوانم از تك بعدي بودن بپرهيزم و يك جوان چند بعدي باشم و در عين حال، به تضاد و تناقض هم نرسم؟ اسلام چه ديدگاهي در مورد مدگرايي دارد؟ انسان، موجودي است كمالطلب و دوست دارد آن چه را موجب رسيدن او به كمال ميشود، به دست آورد. در اين ميان، جوانان نه تنها از اين قاعده مستثنا نيستند، بلكه ويژگيهاي جواني نيز اقتضا ميكند كه بر اين كمالطلبي، پافشاري بيشتري داشته باشد؛ زيرا جوان همواره به دنبال ايدهآلها، كمال مطلوبها، جاودانگي، معنويت، زيبايي و ارزشهاست و در عين حال، روحيهاي تنوعطلب دارد و از حالت ثابت و ايستا، گريزان است. اگر اين ويژگيهاي جواني، با بينش صحيح از ارزشها همراه شود، دوره جواني، يك دوره بسيار بارور و پربركت خواهد بود و اگر اين بينش صحيح همراه با باورهاي ديني نباشد، دوره جواني يكي از بحرانيترين دورههاي زندگي او خواهد بود و چه بسا تا مرز سقوط، انحطاط و هلاكت كشيده شود. خوشبختانه اسلام كه كاملترين و جامعترين اديان الهي است و همه نيازهاي مربوط به كمال و شكوفايي انسان را در بر دارد، ديني است مترقي و احكام آن هماهنگ تغييراتي است كه در زندگي بشر به وجود ميآيد و به عبارت ديگر، اسلام زمان ومكان و تاثير آنها در زندگي بشر را در نظر دارد. از اينرو، هيچ گاه يك مسلمان واقعي، انساني تك بعدي و عقب افتاده از تحولات و پيشرفتهاي زمان خودش نيست. اسلام، همواره به هنر و آراستگي ارج مينهد و در عين حال، بر حفظ ارزشهاي اخلاقي و مسائل معنوي - كه در رسيدن به كمال نقش اساسي دارند - تأكيد ميكند. بنابراين، اگر ما به اسلام واقعي معرفت پيدا كنيم، هيچ گاه تك بعدي نخواهيم بود؛ اما عدم آگاهي ما به دستورات اسلامي، موجب ميشود كه ما تلقي صحيحي از اسلام نداشته باشيم و گاهي اوقات، دچار تعارضاتي نيز بشويم. كليد حل اين تعارضات، شناخت بيشتر اسلام و التزام عملي به دستورات اسلام ميباشد، اسلام همانطور كه انسانها را دعوت به خودسازي و طهارت ميكند، به آراستگي ظاهر نيز توجه دارد؛ تا جايي كه نظافت را نشانه ايمان ميداند. طبيعي است كه آراستگي ظاهري در هر زماني، متناسب با شرايط آن زمان و فرهنگ حاكم بر آن جامعه است. به همين دليل اسلام، انسانها را در نوع لباس پوشيدن يا رنگ لباس يا نوع آرايش، محدود نكرده است كه مثلا فقط مثل عربها لباس بپوشيد؛ بلكه آن چه مورد نظر است، اصل پوشش است و اگر عفاف انسانها حفظ شود، مفسدهاي به دنبال ندارد. بنابراين، نوع آرايش يك جوان آسيايي و شرقي، با نوع آرايش يك جوان غربي، متفاوت است؛ اما در عين حال، هر دو ميتواند آراستگي مورد نظر اسلام را داشته باشند؛ به شرط اين كه با ارزشهاي الهي و ساير احكام و دستورات دين، منافات نداشته باشد. به نظر ميآيد كه در برداشت از آراستگي ظاهري و مدگرايي، اشتباه شده است. مدگرايي امري است غير از آراستگي و زيبايي ظاهري؛ البته ممكن است گاهي اوقات عملي يا هنري و يا طرز لباس پوشيدني مد شود و منافاتي با ارزشهاي ديني نداشته باشد اما هميشه اين گونه نيست؛ زيرا مبناي كساني كه در پشت صحنه، مروج مدگرايي هستند، چيزي جز دنياطلبي و كسب منافع نيست و براي آنها مهم نيست كه آيا اين چيزي كه آنها به تبليغ آن ميپردازند، با ارزشها و كمالات انساني تعارضي دارد يا نه. بنابراين، يك انسان مؤمن كه ميخواهد، پايبند به ارزشهاي الهي باشد، نبايد تابع فرهنگ مدگرايي باشد؛ زيرا مروجين چنين فرهنگي، بيشتر اوقات پايبند به ارزشها نيستند. علاوه بر اين كه مدگرايي، موجب چند بعدي شدن انسان نيز نميشود؛ بلكه انسان، خود را آلت دست افرادي سودجو قرار داده است. چند بعدي شدن انسان، به اين معناست كه انسان از جنبههاي مختلف علمي، اخلاقي، اجتماعي و سياسي، رشد كند و از زمان خودش، عقب نماند؛ مثلا اگر روزي كامپيوتر و نهضت نرمافزاري حاكم بر همه فعاليتهاي انسان ميشود، او نيز در حد توان خود و متناسب با رشته تحصيلي و نوع شغلي كه دارد، با اين تكنولوژي آشنا و از آن استفاده ميكند و در ساير پيشرفتهاي علمي يا هنري نيز اين گونه است. چند بعدي شدن انسان، اين نيست كه اگر يك ستاره سينما فلان رفتار را انجام داد، فرداي آن روز همه افراد مثل او رفتار كنند. اين تقليد كوركورانه است و نه تنها انسان را چند بعدي نميكند، بلكه به انحطاط نيز ميكشاند؛ زيرا بسياري از اين به ظاهر ستارههاي سينمايي يا ورزشي، يا تابع ارزشهاي الهي نيستند و يا حتي بر خلاف آنها حركت ميكنند بنابراين، چگونه ميشود انسان هم پايبند به ارزشها باشد و هم دنبالهرو الگوهايي باشد كه در جهت خلاف ارزشها حركت ميكنند. بنابراين، چند بعدي شدن، مستلزم اين است كه ما الگوهايي را انتخاب كنيم كه از هر جهت، شايستگي الگو بودن را داشته باشند و آنها جز ائمهعليهمالسلام نيستند؛ زيرا آنها با اسلام ناب آشنا هستند و به تاثير زمان و مكان و شرايط اجتماعي نيز آگاه بودند. از اين رو، همراه با زمان حركت ميكردند و هيچ گاه از زمان خود عقب نبودند و به همين جهت، نوع لباسي كه امام عليعليهالسلام ميپوشيد، با نوع لباسي كه امام صادق عليهالسلام ميپوشيد، فرق داشت؛ يعني آنها متناسب با زمان خود و با توجه به شرايط جامعه، لباس ميپوشيدند و هر دو مطابق با احكام الهي رفتار ميكردند. بنابراين، شما بايد در همه ابعاد زندگي، پيشرفت داشته باشيد و در وضعيت ظاهري هم همان طور كه اسلام گفته، همواره آراسته باشيد و از مد هم تا آن جا كه با اسلام منافاتي ندارد، استفاده كنيد؛ اما پيرو كوركورانه مد نباشيد. علاوه بر اين، راهكارهاي عملي زير را در رسيدن به مقصود دنبال كنيد: 1. با مطالعه بيشتر در زمينه مسائل اعتقادي، اخلاقي و احكام ديني، با معيارهاي مورد نظر اسلام و ارزشهاي آن آشنا شويد و آگاهي بيشتري كسب كنيد. 2. از تقليد كوركورانه در رفتارهاي اجتماعي و فردي، پرهيز كنيد. 3. با افراد باشخصيت كه از نظر علمي و معنوي، وضعيت مناسبي دارند، معاشرت داشته باشيد. 4. از معاشرت با افرادي كه شئونات اسلامي را رعايت نميكنند و در رفتارهاي خود تابع معيارهاي صحيحي نيستند، پرهيز كنيد. 5. از كسب آگاهيهاي لازم در زمينه مسائل روز، پيشرفتهاي علمي، به ويژه آن چه مربوط به رشته تحصيلي شما ميشود، غفلت نكنيد. 6. در آراستگي ظاهر و نوع لباس پوشيدن و آرايش ظاهري، هم نوع جنسيت خود را رعايت كنيد و هم از افراط و تفريطهاي وسواسگونه و وقتگير، پرهيز كنيد. 7. در همه شئونات زندگي، حد اعتدال را رعايت كنيد؛ زيرا تعادي در رفتار هم از انحرافات و هم از يك بعدي شدن و هم از حرف بيهوده جلوگيري ميكند. 8. در انجام فرايض ديني، مانند نماز اول وقت و پرهيز از گناه، جدي باشيد. 9. علاوه بر معاشرت با افراد باشخصيت، الگوهاي مناسبي در ميان جوانان موفق پيدا كنيد و با آنها رابطه درستي برقرار كنيد. مد گرايي از ديدگاه اسلام رسالت اسلام به عنوان يك مكتب كامل الهي، پاسخگويي صحيح به تمام خواستههاي فطري و نيازهاي اصيل انساني است. بر اين اساس، در مجموعه تعاليم اسلامي – مانند آيات قرآن - به مسئله زينت و زيبايي، توجه خاصي شده است. از تأمل در اين بخش از معارف اسلامي، چند اصل كلي مربوط به موضوع خودآرايي و زينت به دست ميآيد كه عبارتند از: 1. حس زيبايي، يكي از ويژگيهاي مخصوص انسان است كه ريشه در فطرت او دارد و به اقتضاي اين امر، انسان از ديدن هرگونه زيبايي، لذت ميبرد. بيترديد، منشأ تمام هنرهاي انساني، همين حس است كه در هر دوره, موجب به وجود آمدن دستاوردهاي ارزشمند هنري ميشود. بنابراين، استعداد و درك زيبايي، از مواهب به وديعت نهاده شده در وجود انسان است كه به بركت آن، او قادر است از طريق مطالعه و تأمل در ظرافتهاي زيباي نظام آفرينش، زمينه كمال روحي و معنوي خود را فراهم سازد. 2. خودآرايي و زينت، به عنوان بخشي از حس زيبايي، نه تنها آثار بسياري در روح و روان فرد دارد، بلكه موجب تعالي و رشد افراد جامعه نيز ميشود و در مقابل، پرهيز از خودآرايي، پريشاني و ژوليدگي، چون با خواست فطري انسان در تعارض است، به تدريج، اثراتي منفي در روان او بر جاي ميگذارد كه افسردگي روحي، عدم تعادل رواني، بيتوجهي به نعمتها، سركوبي علائق طبيعي و... از اين امور ميباشد. از آن جا كه اين امور، به سلامت زندگي فرد و نظام اجتماعي، زيانهاي جبران ناپذيري متوجه ميسازند، لذا در احكام اسلامي، به شيوههاي مختلفي، با اينگونه رفتارها مقابله شده است؛ براي مثال، در سيره اولياي الهي، همواره با اين منطق غلط ناآگاهان كه پرهيز از خودآرايي را دليل وارستگي از قيد نفس و بياعتنايي به زخارف دنيوي به حساب ميآورند، به طور جدي برخورد شده است؛ زيرا اين كار علاوه بر اين که نفرت ديگران را فراهم ميآورد، با اصل عزت نفس و كرامت و منزلت انساني، همخواني ندارد. امام علي عليهالسلام ميفرمايد: «خودآرايي، از ويژگيهاي خاص انسانهاي مؤمن است».1 3. در رهنمودهاي پيشوايان اسلام در مورد خودآرايي، به موارد زيادي تصريح و تأكيد شده است؛ لباس تميز و آراسته، شانه كردن موي سر و صورت، نظافت بدن، خوشبو كردن بدن و لباسها، پرهيز از كارهايي كه دون شأن انسان مؤمن است. 4. هرچند اسلام توصيه به خودآرايي دارد، اما هرگز اين امر را منحصر به زينت ظاهر نميكند؛ بلكه آراستگي به فضايل معنوي و اخلاقي را - كه زمينهساز سعادت و كمال روحي او هستند - مهمتر از آراستگي ظاهر ميشمارد. به عبارت ديگر، اسلام با تعاليم حياتبخش خود، نخست به ايجاد اعتدال در اخلاق و فضيلتهاي روحي ميپردازد و پيروان خود را به درك زيباييهاي ماوراي عالم ماده، رهنمون ميكند و آنان را از گرفتارشدن در سطحينگري در اين مسئله، نجات ميبخشد و در عين حال، تلاش ميكند كه افراد، فقط به زينت ظاهري جسم و محيط زندگي خود نپردازند. در اشاره به چنين واقعيتي، امام علي عليهالسلام ميفرمايد: «زينت دروني، از زينت ظاهر، بسيار زيباتر است»2؛ چون هم از نظر تأثير و هم از نظر ماندگاري، در كمال حقيقي انسان، مؤثرتر است. 5. گرچه در مجموعه تعاليم اسلامي، به خودآرايي توصيه و تأكيد فراوان شده است، اما به جهت در امان ماندن از عوارض منفي افراط و تفريط در خودآرايي و مدگرايي، حدود و چارچوب خاصي نيز براي آن تعيين شده است؛ براي مثال، تأكيد شده كه وسيله خودآرايي يا محيطآرايي، بايد حلال باشد؛ از راه مشروع تهيه شود؛ سبب اسراف در سرمايهها و استعدادها نباشد؛ از هرگونه شائبه تجملپرستي و خودنمايي به دور باشد؛ به گونهاي نباشد كه زمينه تحريك هواهاي نفساني و اميال جنسي ديگران را فراهم كند؛ به صورت تقليد كوركورانه از ديگران انجام نگيرد و به طور كلي، از بررسي تعاليم اسلامي، چنين به دست ميآيد كه اسلام، نه تنها خودآرايي را منع نميكند، بلكه به شيوه معقول و منطقي، بر آن تأكيد ميورزد و در عين حال، هميشه از افراط و تفريط در هر چيزي منع ميكند. پي نوشت: 1. آمدي، شرح غرر و درر، ج 1، ص 307. 2. همان، ج 4، ص 117. تعداد مراجعه 258 بار |
||||||
| مطلب فوق را چگونه ارزیابی می کنید؟ عالی خوب متوسط | ||||||