![]() |
||||||
|
||||||
| ||||||
|
ارسال برای دوستان | ||||||
|
از همه چيز خسته شدهام! مشاور: ابوالقاسم بشيري من دانشجوي رشته پرستاري و 21 سالهام. در يكي از تشكلهاي دانشجويي فعاليت ميكنم و به مسائل مذهبي، خيلي عقيده دارم و بسيار هم دوست دارم در اين زمينه فعاليت كنم؛ ولي مدتي است كه بيانگيزه شدهام! احساس ميكنم دنيا خيلي تكراري شده است و هر چند در كارهايم تنوع و تغيير ايجاد ميكنم، ولي باز اين احساس وحشتناك را نميتوانم از خود دور كنم و هميشه اين سؤال را از خود ميپرسم كه «حالا من درسم را بخوانم، آخرش كه چي؟ يا ميميرم و در آن دنيا عذاب ميكشم يا نه؛ آخرش چي ميشه؟ احساس ميكنم خيلي بيهدف شدهام. فكر ميكنم زندگي مرحله به مرحله طي ميشود؛ ولي آن چيزي را كه دوست داري، به آن نميرسي. از همه چيز خسته شدهام؛ تا كي كار تكراري بكنم؟ در صورتي كه نميدانم اين كارها نتيجهاش چه ميشود. يكي از مهمترين انگيزههاي هر انساني، «كمالطلبي و خودشكوفايي» است. اين انگيزه، مهمترين عامل و محرّك در شكلگيري و جهتدهي رفتار انسانهاست. هر رفتاري كه ما انجام ميدهيم، در واقع، محصول سه عامل - انگيزه، نياز و هدف- است. اگر اين سه عامل در كنار هم قرار گيرند، شرايط تحقق يك رفتار، فراهم ميشود؛ اما گاهي شناخت افراد نسبت به اين سه عامل، دچار مشكل ميشود. وجود برخي ابهامات، موجب ميشود چيزي كه در حد يك انگيزه است، جاي هدف را بگيرد و يا در مصداق نياز، مشكلاتي به وجود آيد. در نتيجه، كسي كه تحت تأثير اين عوامل سهگانه فعاليتي انجام ميدهد، در استمرار فعاليتش، انحراف يا لغزش پيش ميآيد و يا دچار دلسردي ميشوند. به يقين ورود به دانشگاه، نميتواند هدف نهايي يك دانشجو باشد. دانشگاه، يكي از اهداف واسطهاي است كه راهيابي به آن، انگيزه و شوق در انسان ايجاد ميكند؛ تا با تمام توان، تلاش كند و به هدفش (رسيدن به كمال) دست يابد. بنابراين، هيچگاه نبايد به دانشگاه، به عنوان هدف نهايي نگاه كرد. در واقع، وارد شدن به دانشگاه، يعني آغاز يك حركت جديد و مشخص. دانشگاه، مسير علمي شما را مشخصتر ميكند و جهت حركت به سوي كمال و هدف نهايي را نشان ميدهد. بنابراين، دانشگاه جاي ماندن و رسيدن نيست؛ بلكه يك مسير است به سوي آن چه اهداف بعدي زندگي اقتضا ميكند. اگر دانشجو به دانشگاه اين گونه نگاه كند، بعد از ورود به دانشگاه، با تمام توان ميكوشد از امكانات و شرايطي كه براي رشد او فراهم شده، استفاده كند و هر روز، احساس بهتري نسبت به روز قبل پيدا كند؛ زيرا يك گام به اهدافش نزديكتر شده است. كساني كه دانشگاه را به عنوان هدف در ذهن خود ترسيم كردهاند، وقتي وارد دانشگاه شدند، در همان هفتههاي اول، تمام آمال و آرزوهايشان رنگ ميبازد و احساس ميكنند دانشگاه سرابي بيش نيست و به دنبال آن، احساس پوچي و خلأ ميكنند و با خود ميگويند: «راستي اين جا دانشگاه است؟ اين جا همان جايي است كه تمام آمال و آرزوهاي خودم را در آن جستوجو ميكردم؟ پس چرا احساس بينيازي نميكنم؟ چرا دانشگاه تشنگي مرا بر طرف نميكند؟ به دنبال اين تفكرات، شخص دچار پوچي، بيهدفي و سردرگمي ميشود. بنابراين، يكي از مهمترين عواملي كه اين حالت پريشاني و نگراني را به وجود ميآورد، عدم آگاهي نسبت به هدف و در نتيجه، تفكيك نكردن بين هدف و وسيله است. عامل ديگري كه موجب اين حالت ميشود، همنشيني با افرادي است كه تفكّرات منفي نسبت به خود و جامعه دارند. اين افراد هميشه دم از يأس و نا اميدي ميزنند و آينده را براي خود تيره و تار ميبينند و همين فكر را به دوستان و همكلاسيهايشان نيز القا ميكنند! براي پيشگيري از اين گونه مشكلات، بايد در انتخاب دوست، دقّت بيشتري كرد و با افرادي ارتباط دوستانه و يا معاشرت داشت كه به خوبي درك كنند كه دانشگاه هدف نيست؛ بلكه وسيلهاي است براي رسيدن به هدف. همچنين دچار تفكرات منفي نباشند؛ بلكه داراي نشاط روحي و تفكرات مثبت باشند. به توصيههاي زير توجه كنيد: 1. همواره به آرمانهاي دست نيافتني نينديشيد؛ بلكه موفقيتهاي خود را نيز در نظر بگيريد. 2. خواستها و تمايلات خود را با تواناييهايتان هماهنگ كنيد. 3. به خود اجازه ندهيد ماديات و دنياي زودگذر، شما را ناراحت كند؛ زيرا خداوند، همه جهان مادي را براي شما آفريده و آن را در اختيار شما قرار داده است. بنابراين، شايسته نيست انسان اسير ماديات شود. 4. بدانيد كه مشكلات و رنجها، هميشگي نيستند و روزگار در حال تغيير و تحول است و چه بسا حوادث پيشبيني نشدهاي نيز در حل مشكلات به ياري انسان بشتابد. تعداد مراجعه 170 بار |
||||||
| مطلب فوق را چگونه ارزیابی می کنید؟ عالی خوب متوسط | ||||||